هیئت الشهدا (یادبودشهدای گمنام) = به یاد قاصدکهای گمنام - مشهدمقدس

http://www.uploadax.com/images/14898303687425452364.jpg

هیئت الشهدا

تابلو اعلانات هیئت

 

 استفاده از مطالب و عکس ها فقط با ذکر منبع مجاز است .

 

 

 

 ویژه برنامه احیای شب 23 رمضان در :

 

گلزار شهدای طرقبه

 

شروع مراسم ساعت 9

 

مکان : مطهری شمالی 22

 

 


برچسب‌ها: دیدار, قاصدک, ساعت دیدار قاصدکهای گمنام, خاطره های قاصدکی
[ پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392 ] [ 9:43 ] [ باران ] [ ]
ورود به بهشت
 

موضوع بحث : ورود به بهشت ماه مبارک رمضان

 

 

ورود به ماه مبارک رمضان با تمام برکاتش مقدماتی هم دارد

 

تفاوتی که این ماه با دیگر ماه ها دارد این است که لیلة القدرهای ما در این ماه رقم می خورد

 

 

فرازی از دعای کمیل :

پروردگارا آن دسته از گناهانی که باعث می شود صدای من به تو نرسد را ببخش من در خودم زندانی شدم دعای من به در بسته می خورد پروردگارا تو مرا وارد مهمانی خود می کنی ولی صدایم به تو نمی رسد من دور خودم را حبث کردم

 

چیست تکلیف کسی که در خودش زندانی است                       آن که دور افتاده از فیض صراط المستقیم

 

خدایا خودت در قرآن فرمودی :

آدمها اگر دعا نبود اصلا به شما توجه و نگاه نمی کردم پروردگارا خودت گفتی پشت دیوار دعا اجابت جاریست خدایا من آمدم پس چرا هرجه صدایت می کنم جواب نمی شنوم؟

 

در جواب این سوال : خدا یا جواب دعا را همان طور می دهد یا اصلا جواب نمی دهد یا دیر جواب میدهد اما بهتر از آن چه که شما خواستین

 

چرا دعاها مستجاب نمی شود ؟

چون برای پرواز باید سوخت اصلی باشد !!!!؟

هر چقدر وابستگی دنیا بیشتر باشد گناهان بیشتر می شود پروازها کمتر می شود

 

بین رفتار و شخصیت آدمها تفاوت بگذارید

 

در ماه مبارک اگر کینه ای از کسی داری دعایت بالا نمی رود کینه ها را دور بریز

 

قرارهایی که در سال گذشته در ماه مبارک گذاشتی را به یاد آر که به کدامش عمل کردی

و به کدام عهد وفا کردی ؟

 

رسول اکرم می فرمایند : ای مردم همانا درهای بهشت در این ماه باز است

 

معرفی کتاب :

خدا خانه دارد :  نویسنده : خانم فاطمه شهیدی

رمضان دریچه روعیت :  نویسنده : آقای اصغر طاهرزاده

 

                                                                                         

[ جمعه ششم تیر 1393 ] [ 0:17 ] [ قاصدک ] [ ]
روی فرکانس ِ ...
 

هم اکنون جام جهانی 57 خرمشهر...

 

بغض های علنیِ یار دوازدهم این قسمت را روی فرکانسِ اشکهای یواشکی دریافت کنید

 

یاردوازدهم این قسمت : مادر شهیدان احمد ومحمود صحرانورد

 

 

 

گفته بودی درددل کن گاه با هم صحبتی

 

 

کو رفیق رازداری ؟!

 

                       کو دلِ پُرطاقتی ...؟!

 

 

 

6ساله بود گذاشتمش کلاس قرآن خیلی خوب یادگرفته بود و می خوند کلاس سوم ابتدایی بود که برای زندگی اومده بودیم مشهد ، هم درس می خوند هم تو یه دوچرخه سازی کار می کرد .

 

هرجا صدای اذون بلند میشد می ایستاد و اذون می گفت ، ازهمون6سالگی نماز می خوند و 9سالگی هم روزه می گرفت .

 

5تا بچه خدابهش داد ، مداحی می کرد به بچه ها قرآن هم درس می داد هنوز صدای ضبط شده اش و دارم محمودم و می گم ، 25سالش بود که شهید شد.

 

..................................................

 

جوشکاری وبنایی می کرد بعد هم که رفت جبهه کربلای4 گفتن مفقودالاثرشده ، بعد از 3 سال جنازه اش اومد موقع دفنش مردم هجوم آورده بودن جنازه رو ببینن یه مشت خاک واستخون ودستم گرفتم و گفتم بیاین ببینین همینه همه اش از اون قد بلند همین اومده همه اش .یه صدایی اومد گفت : آخه چرا اینا رو میارن دل مادراشون و خون می کنن ؟

 

آخ که دلم ازاین حرفش آتیش گرفت . خدایا بحق آبروی حضرت زهرا(سلام الله علیها)مفقودالاثرهارو آشکارکن وباشهدای کربلا محشورکن خدایا به داد دل مادرای مفقودالاثرا خودت برس . 18سالش بود شهید شد احمدم و می گم .

 

 .....................................................

 

اومدن گفتن اگه میخواین مقتل بچه هاتون و ببینین بیاین راهیان نور ، بهم گفتن پسرت تو این کانال تیرخورده وشهیدشده رفتم تو کانال دنبالم دویدن که خطر داره نشستم یکم خاک برداشتم خبرنگار اومد گفت می خوای چیکار ؟ گفتم میخوام مهر درست کنم خاک پسرمه اینجاشهید شده . 

 

 

 

 

 

 

قاصدکهای گمنام این هفته (1393/3/29 )

 

مشهد - کوی امیر ، خیبر ...

 

 منزل شهیدان احمد ومحمود صحرانورد

 

مزار : آرامگاه خواجه ربیع

 

 

 

 

 

 

[ سه شنبه سوم تیر 1393 ] [ 22:40 ] [ باران ] [ ]
شهید سیدحسین عابدینی
 

احتراما به اطلاع دوستان می رسونم که :

 

پست مربوط به هفته گذشته1393/3/15

 

منزل شهید سیدحسین عابدینی

 

را در این آدرس

 

( http://sajdeh.blogfa.com/post-502.aspx ) بینید.

 

 

باتشکر از مدیر وبلاگ <سجده برخاک>

 

 

[ پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393 ] [ 8:42 ] [ باران ] [ ]
اوستا برقی
 

همسر شهید غلام حسین نیکوکار

 

غلام حسین معروف به اوستا برقی

 

ما در روستا زندگی می کردیم همسرم شغل بنایی داشت طوری بنایی می کرد که هیچ کس به پایش نمی رسید سریع بود برای همان معروف شده بود به اوستا برقی

 

در زمان انقلاب بنایی را رها کرد و همیشه در راهپیمایی ها شرکت می کرد

 

زمانی که جنگ شروع شده بود همسرم برای دلجویی و احوالپرسی از کسانی که مردانشان راهی جبهه شده بودند سرکشی می کرد غذا درست می کردم و به خانه آنها می رفتیم

 

همسرم  در هلال احمر ثبت نام کرد ه بود زمانی که آماده باش جمعیت هلال احمر را دادن غلام حسینم راهی جبهه شد او درآنجا آمبولانس را می راند و کارش امداد گری بود موقعی که  رانندگی می کرده یک ترکش به او اثابت می کند و او را به شهادت رساند

 

تاریخ ورودش به جبهه 2/1/62 بود زمان شهادتش 28 سال داشت الان 31 سال از شهادتش می گذرد

 

 

 

 

 

قاصدکهای گمنام

 

این هفته (1393/3/22 )

 

مشهد - کوی امیر ، ولی عصر .. .

 

منزل شهیدان

 

"غلامحسین ، احمد و مهدی" نیکوکار

 

 

 

 

[ شنبه بیست و چهارم خرداد 1393 ] [ 22:33 ] [ قاصدک ] [ ]
یاور امام زمان
 

موضوع بحث : یاور امام زمان بودن

 

 

الهم عجل لولیک الفرج فقط لقلقه زبان شده

 

خانه کدام یک از ما آماده که امام زمان در بزند بگوید من آمدم ؟

 

هر کدام از ما یک طوری لنگ میزنیم

 

یاور امام زمان باید چگونه باشد ؟

 

شهید سید حیدر حسینی دفترچه ای درست کرده بود که مثبت و منفی کارهای خودش را یادداشت می کرد اگر کارهای مثبت بیشتر بود سجده شکر بجا می آورد اگرم کارهای منفی بیشتر بود گریه می کرد به جبران آن تلاش می کرد

 

فردای قیامت جواب تک تک شهدا را چه می دهیم ؟

 

شهدای ما حق زندگی کردن داشتن اما از این حق گذشتن به خاطر دفاع از میهن و دین و ناموسشان ما چه کرده ایم ؟

 

بیا ایم طوری زندگی کنیم که الگوی زندگی  ما شهدایی باشد زمانی که امام زمانمان پرونده ما را ورق می زند لبخند بر لب داشته باشد

 

وقتی قلب خدایی باشد همه کار درست می شود

 

بسیجی شهید مهدی طاهان زاده در اسارت عراق بود که خبرنگار هندی می خواست با او مصاحبه کند گفت تا زمانی که حجابت را رعایت نکنی مصاحبه نمیکنم خبر نگار حجابش را رعایت کرد مهدی با او مصاحبه کرد زمانی که خبرنگار رفت سرگرد عراقی زیر کانتینر را آتش کرد و مهدی را با پای برهنه داخل کانتینر انداخت مهدی فقط ذکر یا زهرا میگفت و خدا را شکر می کرد

 

چشمی که خدا داده گناه را تماشا کند امام زمانش را نمی بیند

 

الگوی زندگیت را چگونه انتخاب کردی ؟ شهدایی یا که ...

 

وقتی در قلب ، خدا جای بگیرد کسی دیگر را هم فقط به خاطر خدا دوست داری

 

شهید ناصر محمدی برای مادرش نوشته بود که مادر زمانی که پیکرم را آوردن گریه نکن زمانی که دفنم کردن گریه نکن زمانی گریه کن که برادرانمان غیرت و خواهرانمان عفت را فراموش کرده باشند

[ شنبه بیست و چهارم خرداد 1393 ] [ 21:48 ] [ قاصدک ] [ ]
گل دسته های عرش خدا..

بنام خدا

 

نام شهید:  علی شعبانپور

 

محل شهادت: مرز تایباد ،سال66

 

مزار شهید: بهشت رضا ع

 

نحوه شهادت:

 

مبارزه با اشرار قاچاقچی

 

 

 

 

 

شهید در کلام خواهر بزرگوارشان:

 

من و علی بعد از 18فرزند فوت شده برای پدر و مادرمان آنهم با راز و نیاز باقی مانده بودیم و پدرم که کشاورزی میکرد علی را برای تحصیل به شهر میفرستاد چون دوست داشت تنها فرزندش باسواد باشد.علی انسانی به تمام معنا بود ،همه از او راضی بودند و اهالی روستامان میگفتند خدا چه فرزندی به پدر و مادرم داده است.علی در همه چیز نمونه بود زیرا با زحمت و نان حلال بزرگ شده بود.25ساله بود که داماد شد و چهل روز بعد از ازدواجش شهید شد.روز آخری که آمده بود خانه تا دیداری کرده و دوش هم بگیرد از درب خانه تا جایی که چشم میدید به عقب نگاه میکرد انگار به او الهام شده بود که وقت رفتن است.ایشان به همه ائمه اطهار ع توسل میکردند و به پدر و مادر خود احترام میگذاشتند.

 

خواب خواهر شهید:

 

در باغی دنبال او میگشتم ،سیدی را دیدم که به درختان آب میداد،سراغ علی را از او گرفتم ،گفت: آنجاست ، همونی که جلوی آن جوانان ایستاده ،همه شان شهیدند.جلو رفتم و به برادرم رسیدم گفتم داداش کجایی دنبالت میگشتم. گفت شما اینجا چه میکنی خواهر من با این جوانان رفته بودیم دوری بزنیم ،نگران نباش من هفته ای یکبار می آیم و به شما سر میزنم.

 

 
 

                                                          قاصدکهای گمنام این هفته (1393/3/8 )

                                                          مشهد - 4 راه گازشرقی - بلوار نبوت ...

                                                           ساعت : 16:30

                                                            منزل شهیدعلی شعبان پور

 

 

 

 

[ جمعه نهم خرداد 1393 ] [ 9:0 ] [ ثمین ] [ ]
سخنرانی

بنام خدا

 

سخنران :آقای صدیق

 

23سال پیش در عملیات بیت المقدس پیرمردی را دیدم که از خاطرات ابتدای انقلاب و قبل آن حرف میزد.زمانی اعلامیه پخش میکردم و در حین جابجایی انها تحت تعقیب ساواک قرار گرفتم ، به امام زمان عج توسل کردم و ناگهان دیدم هیچ اثری از آنان نیست و این لطف  ائمه ع است.اوایل انقلاب درامدی نداشتم و زنم میگفت که تو که دیگه کاری جز انقلاب و اعلامیه نداری و از کاروبار خبری نیست.روزی دلم خیلی شکست و رفتم پای منبر یک آقایی در آنجا تعدادی از ساواک را دیدم که در لباس مردم عادی گوش ایستاده اند تا سرفرصت.به دنبال آقا رفتم و ماجرای ساواک راگفتم و نیز از اینکه درامدی هم ندارم گفتم ولی بهش گفتم که ازش پولی نمیخوام .ایشان گفتند برو و در دل شب دو رکعت نماز بخوان و سیصدو چند صلوات بفرست .سه شب این کارو کردم و بعد خواستم قرآن بخوانم ، سور یس.قران را که باز کردم دیدم مقداری پول در آن بود ، باتعجب زیادی دویدم که ماجرا را به زنم بگویم ولی او توجهی به من نکرد .هر روز از آن پولها مقداری خرجی به زنم میدادم تا اینکه کاری پیدا کردم و ،وقتی اولین حقوقم را گرفتم ،دیگر آن پولها در قرآن نبود. و شاید چون نیازمندتر از من هم وجود داشت آن پولها دیگر پیش من نبود...

 

میدانید بچه ها ما باید راه و سیره شهدا را یاد بگیریم ،آنها همه عمل خالص و قناعت بودند.شهدا همه به ائمه ع  توسل میکردند و عاشقانه عبادت میکردند.در دل شب نماز میخواندند و اشک شوق و وصال می ریختند و در روز ظرفها را میشستند و کفش ها را واکس می زدند.

 

یاد بگیریم خالصانه و خاضعانه خدمت کنیم  تا مانند شهدا رستگار شویم.

 

[ جمعه نهم خرداد 1393 ] [ 0:28 ] [ ثمین ] [ ]
قیمت پیدا کردن
 

موضوع بحث : شهید و شهادت

 

امام علی (ع ) در مناجات شبانه خود می فرمایند : خدایا مرا با شهدا محشور کن

 

نکته گفته امام علی ( ع ) با خداوند : مزد امامت شهادت است

 

مقام معظم رهبری می فرمایند : شهدا ستارگان آسمان هدایت اند

 

سوره یوسف آیه 111 خیلی واضح و روشن بیان می کند که شهدا امام زاده اند

معنی : همانا در حکایت های اینها عاقلان و خردمندان را عبرت است اینها داستان و قصه های دروغین نیستند بلکه تفسیر گفتار گذشتگانند که صادق و راستگویند که البته اهل ایمان را رحمت است و هدایت

 

کاری معادل شهادت است که در کنار یاد کردن شهدا درس عبرت از آنها بگیریم و بدان عمل کنیم

 

بالاترین عنوان به گفته امام خمینی (ره ) برای خرمشهر : خدا خرمشهر را آزاد کرد

 

سوال : اگر خدا خرمشهر را آزاد کرد پس 7000 شهید و 24000 جانباز چه کرده اند ؟؟؟

جواب : چرا از کنار جملات ساده گذر می کنیم

شهید یعنی شاهد شهید چگونه نظر می کند به وجه الله

شهید نمونه بارز و سند وعده خداوند به بهشت جاودانه است

تمام سندها و ریشه های وعده خداوند در آزاد سازی خرمشهر پیداست در بحث آزاد سازی خرمشهر ولایت مداری موج می زند

 

نمونه شهید حسن باقری : یک ساعت تفکر بهتر از 70 سال عبادت است

تا پایان سال64 تمام عملیات ها به دست یک جوان 22 ساله به نان حسن باقری انجام شده است که این نشانه وعده خداوند است

 

انسان زمانی باید وعده الهی را بفهمد که به دو امانت پیامبر عمل کند قرآن و عترت

 

اگر سیره عملی ما سیره پیامبر و خدا باشد هیچ گاه به مشکل بر نمی خوریم

 

خاطره از شهید صیاد شیرازی : زمانی که صیاد شیرازی درجه سرلشگری را گرفته بود پسرش به استقبال آمد و گفت پدر مبارک باشد صیاد شیرازی در جواب پسرش گفت زمانی این درجه برای من مهم است که ولی امر مسلمین نشان را سر شانه من بچسباند آن موقع می فهمم که آقامون از من راضی است در آن زمان که امام زمانم ازم راضی است  ( این است سیره شهدا )

 

رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند

 

فرازی از وصیت نامه شهید چراغچی : درود و سلام من به آنان که من را آگاه کردن تا راه و مسیر خودم را درست انتخاب کنم ( پدر و مادر ) درود بر شهیدان که به من آموختن چگونه زیبا میشود رفت

 

ما آمده ایم به دنیا تا قیمت پیدا کنیم نه به هر قیمتی زندگی کنیم

 

وحدت و همدلی و تفکر همه در اوج آزاد سازی خرمشهر بود زمانی وعده الهی شکل می گیرد و خداوند آزاد می کند که بندگانش جاء الحق باشند هم دل و هم وحدت باشند

 

             

 

           

                                     قاصدکهای گمنام این هفته (1393/1/3 ) در :

                                     منزل شهید عبدالصمد پورمرادی مهمان بودند .

                                     مشهد - بلوار جانباز 5 - یاس ...

                                      سخنران : آقای بذرفروش

                                                             

[ دوشنبه پنجم خرداد 1393 ] [ 11:56 ] [ قاصدک ] [ ]
دیدار
وَ مَن يَتَّقِ اللَّهَ يجْعَل لَّهُ مخْرَجاً

 

دیدار بلاگرهای قاصدکی با جانباز صفایی

 

 

موضوع جلسه : پیرامون فضای مجازی (وبلاگ نویسی)

مشروح جلسه :

ساعت اول ارائه گزارش کار از روند کار گروهی توسط سرگروهها

ساعت دوم استفاده از حضور ارزشمند جانبازصفایی

یادم باشدِ این نشست :

طبق فرمایشات جناب صفایی ( همه چیز پیرامون تقوی می چرخد ... )


عصرجمعه 1393/2/19

مصادف بانهم رجب سال1435 هجری قمری (شب میلاد جوادالائمه (علیه السلام)منزل جانبازصفایی


 

[ جمعه دوم خرداد 1393 ] [ 14:56 ] [ باران ] [ ]